املای صحیح کلمات

به یاد دارم که در گذشته عده یِ بی شماری از مردم از نوشتن واهمه داشتند. علتِ آن بی سوادی نبوده بلکه باورِ آن ها به این امر بود که نوشتنِ صحیح را نمی‌دانستند. و البته به همین علت که خجل نشوند معمولا به دنبالِ شخصی برای نوشتنِ یک نامه یا دیگر مطالب بوند. حتی عده ای دستخطِ بدِ خود را بهانه می کردند که مبادا در این حین کلمه ای را اشتباه بنویسند و مورد استهزاء قرار بگیرند.

این روزها وضعیت فرق می‌کند. هر کس هر طور می نویسد به دفاع از آن بر می خیزد. به ویژه بیشترین بخش از واژگانِ صدمه دیده، واژگانِ ختم شونده به کسره اند که مطابقِ آیینِ نگارشِ فارسی، کسره خود یک حرف به حساب می آید و ما ملزم به نوشتنِ آن هستیم. لیکن خودِ من هم بسیار فراموش می کنم اما این فراموشی بهتر از تغییر شکلِ آن به ه است! ببینید: تلویزیونه ما! قاشقه شما! کاغذه آنها! صابونه او! و این قبیل که بی شمار هستند. بسیار کوتاه می گویم: بی سوادی ِ مفرط است نه دهن کجی به سنت!

حالا اینها تنها به ه ختم نمی شوند و گاهی تنوین هم گرفتار سلیقه ی برخی نیز می شود: مثلن! حتمن! که باید مثلا و حتما نوشته شوند. شما نمی توانید دستور زبانِ عربی را تغییر دهید چون آن را نمی پسندید. اگر مایل به استفاده از این نوع کلماتِ تنوین دار نیستید، می توانید از معادل های دیگری بهره ببرید.

اشتباهِ بعدی همین معادل هایِ بعدی هستند. معادل هایِ فرانسوی، انگلیسی و گاه آلمانی و روسی. اینها نشانه‌یِ روشنفکری نیستند بلکه روشنگرِ کج فهمی ِ نویسندگان هستند.

و البته واژگان به تنهایی نیستند. گاهی در یک متنِ بسیار تخصصی، نویسنده، معادل های مناسب را نیافته و از محاورات ِ اشتباه مصرف می کند.

قصه به همین سادگی و با این متنِ پر غصه به انتها نمی رسد. باز هم در این باره خواهم نوشت. در این متن قصدِ آموزش کلماتِ صحیح در برابرِ ناصحیح را نداشتم. من اصلا این کاره نیستم. من پلیس نیستم که دزد را بگیرم. اما می توانم داد بزن آی دزد! صرفا دردِ دلی غیر تخصصی ولی آگاهانه داشتم. همین!


منبع این نوشته : منبع
معادل ,همین ,صحیح ,نوشتنِ ,معادل هایِ